ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

404

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

دربارهء وضع و درجهء جراحت وارد شده مطالبه نمىگردد . در بعضى از موارد معدود ، من از طرف شاه يا رئيس پليس مأموريت مىيافتم كه از جسد مقتولى معاينه كنم ، اما بديهى است كه از كالبدشكافى صحبتى در ميان نبود . به هر حال هرگاه مرده‌شورها گزارش دهند كه در بدن متوفى آثار ضرب و جرح موجود است ، رئيس پليس دستور دفن نمىدهد تا اينكه دربارهء علت ايجاد علائم ضرب و جرح كسب اطلاع نمايد ، و من خود شخصا چندين بار در وضعى قرار گرفتم كه پس از يك عمل جراحى ناموفق ناچار به صدور گواهى مبنى بر آن شدم كه فلانى در زير عمل جراحى كه توسط من انجام گرديده است بدرود زندگى گفته . مسموميت به استثناى مسموميتهاى ناشى از ترياك و ارسنيك بسيار نادر است و فقط در خانواده‌هائى وقوع مىيابد كه در آنها در برابر حقوق و قوانين پدرسالارى هيچ قانون دنيوى قدرت عرض وجود پيدا نمىكند . هرگاه يك كنيز سياهپوست ، همانطور كه غالبا اتفاق مىافتاد ، براى انتقامجوئى يا از سر حسد كسى را مسموم مىكرد اعدام وى زير انواع و اقسام شكنجه‌هاى متصور عملى مىگرديد . بندرت خودكشى را مىتوان در اثر مبانى متزلزل مفاهيم شرف و عشق ، و همچنين اعتقاد و ايمان كوركورانه به سرنوشت شمرد . در هر حال هيچ‌چيز در نظر شرقى بىمعنىتر از جنگ تن به تن نيست . شاه روزى در حضور من دربارهء دوئل چنين گفت : « وقتى يكى از طرفين دعوا مىتواند بگويد گه خوردم ديگر به جان هم افتادن و يكديگر را به قصد مرگ زدن چه حاصلى دارد ؟ » در دورهء سابق ، در سلسله‌هاى مغولى و صفوى نظارتى پليسى بر بازار جريان داشت ، و خواربارفروشيها ، غذاخوريهاى عمومى ، داروفروشيها و عطاريها و همچنين فاحشه‌خانه‌ها و غيره زير نظر بود ؛ اما اين همه را به عنوان چيزهائى زائد بدور افكندند . حالا در شهرهاى ايران سگان و شغالان كار پليس بهداشتى را به عهده دارند و حيواناتى را كه كشته و به خيابان انداخته شده‌اند تا صبح طورى مىخورند كه سواى استخوان چيزى از آنها نمىماند ، در غير اين صورت هوا از عفونت لاشه‌ها كلا آلوده مىشد . تعداد چشم‌پزشكان ايرانى كه كحال ناميده مىشوند نسبتا زياد است ، و در سراسر شرق مورد اعتمادند . مطب اينها در سراسر عثمانى ، مصر ، عربستان و حتى هندوستان و چين گسترده است . دواى چشم ساخت ايران آن‌طور كه شخص آگاهى برايم تعريف كرد تا به ازمير نيز صادر مىگردد . قسمت اعظم تركيبات اين دارو عبارت است از كات‌كبود و هليله . علىرغم اين همه طبيب نام‌آور و داروها ، تعداد بيماران چشم و كوران در مملكت بسيار زياد است . چندين سال پيش يكى از اين كحالان خانه بدوش در دربار پكن به طبابت اشتغال داشت . شاه كشور آسمانى چنان فريفتهء هنرنمائى اين كحال شد كه سواى ساير هدايا حكومت كاشان را نيز به وى اعطا كرد . بديهى است كه اين ايرانى زيرك به هنگام بازگشت خود ابدا نخواست از حقى كه به او